تبلیغات
یاد او... - دلنوشته
یاد او...
چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : AKRAM


یا رب نظری ز مهر بر ما بنما
وز لطف و صفا تو باش محرم دل ما

غیر از تو کسی آگه از این دردم نیست
غیر از تو دل زار مرا همدم نیست

عشق آمد و خانه ی دلم ویران کرد
آرام _ دلم به یک شبی نالان کرد

هرگز دل خود به مهر کس نسپردم
ناگه دل خود به نغمه ای بسپردم

هر صبح, به انتظار شب سر کردم
تا دل به نوای عشق او بربندم

تا اینکه من و پنجره همدم گشتیم
نا دیده فقط به یک صدا دل بستیم

یک شب به دلم مژده ی دیدار بدادم
از شوق, که خود آن سوی دیوار بدیدم

ای کاش که چون پنجره بر جای بماندم
دل را به همان شور و نوا رام بکردم

هیهات که چون چشم دلم باز نمودم
یار دگری در بر او ناز بدیدم

آرام دلم که در شبی نالان گشت
باز آمد و سامان دل ویران گشت

در یک شبی عاشق نوایی گشتم
بازم به شبی فارغ ازآن حال بگشتم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 18 شهریور 1396 06:18 ب.ظ
This piece of writing is really a good one it assists new web people, who
are wishing in favor of blogging.
شنبه 14 مرداد 1396 10:31 ق.ظ
Hi, yeah this piece of writing is truly pleasant and
I have learned lot of things from it regarding blogging. thanks.
سه شنبه 10 مرداد 1396 06:23 ب.ظ
Yes! Finally someone writes about Foot Problems.
شنبه 9 اردیبهشت 1396 01:17 ب.ظ
An impressive share! I have just forwarded this onto a co-worker who was
doing a little homework on this. And he actually bought me dinner due to the fact that I
found it for him... lol. So allow me to reword this....
Thank YOU for the meal!! But yeah, thanks for spending the time to
discuss this topic here on your blog.
شنبه 9 اردیبهشت 1396 12:10 ب.ظ
Howdy! This blog post couldn't be written much better!
Reading through this article reminds me of my previous roommate!

He always kept talking about this. I will send this
information to him. Pretty sure he's going to have a
great read. Many thanks for sharing!
یکشنبه 27 فروردین 1396 10:37 ب.ظ
An interesting discussion is definitely worth comment. There's no doubt that that you ought to write more
on this issue, it may not be a taboo subject but generally
folks don't discuss such subjects. To the next! Cheers!!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:12 ب.ظ
Howdy would you mind stating which blog platform you're using?
I'm planning to start my own blog soon but I'm having a difficult time choosing
between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal. The reason I ask is because your design and style seems different then most blogs and I'm looking for something completely unique.
P.S Sorry for getting off-topic but I had to ask!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:14 ق.ظ
Since the admin of this site is working, no question very quickly it
will be well-known, due to its feature contents.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:12 ق.ظ
I could not refrain from commenting. Exceptionally well written!
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:00 ق.ظ
This web site really has all of the information and facts
I wanted about this subject and didn't know who to ask.
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:58 ب.ظ
Having read this I thought it was really informative.
I appreciate you taking the time and energy to put this informative article together.
I once again find myself personally spending way too
much time both reading and posting comments.

But so what, it was still worth it!
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:55 ب.ظ
Good day! I could have sworn I've been to your blog before but after looking at a
few of the articles I realized it's new to me. Nonetheless, I'm certainly happy I found it and I'll be bookmarking it and checking
back regularly!
جمعه 17 خرداد 1392 07:40 ب.ظ
سلام ابجی بزرگه خوبی؟شرمندتم ابجی خیلی وقت بود توی وبلاگ نیومده بودم راستی شعراتون خیلی زیباست البته از بالا رفتن امار وبلاگتونم کاملا مشخصه راستی عید بزرگ مبعث تبریک میگم یا علی
AKRAM سلام داداش کوچولو
مرسی از لطفت
اینم از لطف دوستای عزیز هستش
یکشنبه 12 خرداد 1392 10:29 ب.ظ
شعرت خوب بود مثل همیشه آبجی کوچیکه
AKRAM آبجی کوچیکه؟
یکشنبه 12 خرداد 1392 03:21 ب.ظ
همیشه منتظر بودم چیزی بشود
اتفاق کوچکی بیافتد....
مثلا سرما بخورم....؛یا دستم را ببرم
بعد...
با آب و تاب برای تو تعریف کنم...
وقتی نگران می شوی
عاشق تر می شوم....
یکشنبه 12 خرداد 1392 01:26 ب.ظ
ببار ای مهربان یارم

به دنیایم به رویایم

كه می خشكد بدون تو
تمام آرزوهایم ..............



شنبه 11 خرداد 1392 09:29 ب.ظ
اینکه مردم نشناسند تورا غربت نیست
غربت ان است که یاران ببرندت از یاد

در خطرمان هنوز روشنی خواهر
AKRAM سلام داداش گلم
مرسی که اومدی خوشحالم که هنوز به یادمی
جمعه 10 خرداد 1392 08:23 ب.ظ
دست خالی که نمیشود خاطرات را تداعی کرد.
همراه خودم یک چمدان گریه می اورم.....
جمعه 10 خرداد 1392 08:22 ب.ظ
خــدایـــــا:
بُـت بود، بـُـت شکـن فــرستادی !!!
مــن پر از بغــضم ،
بغـض شکـن هــم داری؟؟؟
جمعه 10 خرداد 1392 08:22 ب.ظ
بى تفاوتى،دشمن عشق وزندگى است.
جمعه 10 خرداد 1392 08:21 ب.ظ
بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند” نمیتوانی انجام بدهی ” .
جمعه 10 خرداد 1392 08:19 ب.ظ
یک روز یک چوپانی جلو در طویلش یک چوب میزاره با ارتفاع سی سانت بالای زمین گوسفنده اول میاد از روش میپره تا ده گوسفند اول از روی چوب میپرن بعد گوسفند دهم چوپان چوبو برمیداره چیزی که میبینه اینه که تا اخرین گوسفند از رو چوب میپرن در صورتیکه از گوسفنده دهم به بعد چوبی نبوده...
جمعه 10 خرداد 1392 08:18 ب.ظ
از انسانها غمی به دل نگیر،زیرا خود نیز غمگینند،با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند،زیرا به خود و عشق خود و حقیقت خود شک دارند،پس دوستشان بدار اگرچه دوستت نداشته باشند
جمعه 10 خرداد 1392 08:17 ب.ظ
هرچه آیدبه سرم بازبگویم گذرد...وای ازاین عمرکه بامیگذرد،میگذرد!!!
جمعه 10 خرداد 1392 08:16 ب.ظ
هر کس به سهم خود از دنیا چیزی برمیدارد
من از دنیا "دست" برداشتم ...
جمعه 10 خرداد 1392 08:15 ب.ظ
جالب است ..................................
دنیای امروز ما دنیای ارتباط آدمهاباآدمهانیست
دنیای ارتباط نقابهابا نقابهاست
آدمها کمترفرصت میکنند چهره ی حقیقی همدیگر راببینند
جمعه 10 خرداد 1392 08:13 ب.ظ
تنها یک نفر را میشناسم که معقول و سنجیده با من رفتار میکند..او خیاط من است هر بار که مرا میبیند از نو اندازه گیری مکندوبه سابقم قضاوت نمیکند
چهارشنبه 8 خرداد 1392 09:05 ب.ظ
آن هنگام كه قلب كوچكم در حصار محكم تنهایی وسكوت وسیاهی



دهلیز خیالم،شروع به تپیدن كرد، چیزی شكست .سایه ای كه همیشه



قلب رنجورم راتعقیب می كرد ومرا تا انتهای چاههای عمیق می بردآن



روز محو شد.در فراسوی نگاه خسته ام جرقه ای درخشیدوبا خودنور



وآفتاب خوشبختی را به ارمغان آورد.



آن هنگام كه دیده غمگینم سایه ای راكه سالهادر پی آن بود یافت،همه



چیز را آماده روئیدن دید.گویی در زمستان یخبندان وهمیشگی بهاری



طلوع كرد كه برفها ویخهای چندین ساله را با حرارتش آب كرد.پرنده



آزاده وسبكبال خیالم برای نخستین بار بالش را گشودواجازه یافت به



سرزمین مقدس وپاك وبی ریای عشق پا بگذارد ودر آسمان بی اتنهای



محبت بال وپر بزند.



در كویر خشك وبرهوت دل بیمارم پس از سالها خشكسالی گل بوته



ای شروع به روییدن كرد.گل بوته ای كه بوی دلاویزومطبوع صداقت



وسادگی را در هوای زلال وصاف بدون ابر سین هام پخش كرد .بویی



كه به رگهای خوابیده ام دوباره حیات بخشید.همه چیز عوض شد وهمه



نشأت گرفته از روح بلند وساده او بود.روحی كه با تمام سادگی بزرگ



وبی انتها بود.حیف وصد وحیف كه كسی نتوانست اور



اواقعا"بشناسدوقلب آسمانی او را نجات دهد واز زیر خروارها



خاك وكلوخ بیرون كشد.افسوس كه دست تقدیر سرنوشت دیگری



را برای او رقم زد وبا هزاران نیرنگ وفریب اوراازمن دور



كرد.
چهارشنبه 8 خرداد 1392 09:02 ب.ظ
من غرق سکوتم تو بخوان ... قصه پرداز تویی ...
چهارشنبه 8 خرداد 1392 09:01 ب.ظ
هر رفتنی به دنبال آمدنی می اید امدنی که با یک نگاه شاید آغاز شود و با یک کلام تمام.

مهم چگونه آمدن نیست مهم آن اتست که بمانی َ

مهم آن است که بتوانی تنهاییت را با کسی تقسیم کنی

مهم آن است که تنهایی کسی را با حضور خود بی رنگ کنی

پس اگر خواستی بروی طوری برو که آن خلوتی را که تنهاییش را پر کرده بودی با رفتنت تنهاتر از قبل نشود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : AKRAM
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما درباره وبلاگ؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
<